تبليغاتX
حجم مینوی مادرم حوا

یک حرف که واقعا" جگر سوز است و آتش به تمام جان آدم می اندازد اینکه فرش پازیریک ما در موزه های روسیه و سر سرباز هخامنشی در دست کسانی که مالکیت قانونی ندارند و لوحه های گلی مان در آمریکا برای تحقیقات ، چه ارزشمند و با ابهت جلوه می کنند به عنوان تاریخ تمدن بشری ؛ آن وقت رئیس میراث فرهنگی خیلی راحت در یک برنامه ی رادیویی اعتراف می کند که موزه ی ملی ایران به علت فضای کوچکی که دارد تنها بخشی از آثار تاریخی در آن به معرض دید گذاشته شده و مابقی در گنجینه ای که چشم هیچ بنی بشری به جمالشان روشن نیست جز خودشان ، محافظت می شوند که لابد چشم نخورند و نشکنند و ما بی خبر از همه جا نشسته ایم و به چند قلم ظرف و ظروف افتخار که چه عرض کنم فقط نگاه می کنیم و می گوییم تمدن ما این است و چقدر کم !!!

خوب ماشاء ... دولت که در هر سفری بابت حق گداپروری به مردمی که غم نان دارند می دهد ، چه می شود اگر قدری هم خرج این یتیم خانه هایی که یتیمانش بی پدر مادرتر از من و شما و سایرین هستند و افتخار و سربلندی این مملکت ، بکنند تا سری به غرور بالا بگیریم و بگوییم :

I 'm Iranian  یا بگوییم : I 'm Persian . بله بهترین واژه همان پرشیا است که ثابت می کند ما با عراق (Iraq ) که خیلی شبیه به ( Iran) از نظر نوشتاری ست فرق داریم . که بگوییم ما متمدن هستیم ولی بی تمدنی شما غربی ها ما را از راه بدر کرد . که بگوییم ما اولاد حافظ و سعدی و مولانا وخیام و رودکی و فردوسی و ابن سینا و سهروردی هستیم و برادران و خواهران کمال الملک ، بهزاد ، شهریار، سهراب سپهری ، احمد شاملو ، نیما یوشیج ، جلال آل احمد و ... و از نوادگان داریوش کبیر ، کورش کبیر ، انوشیروان عادل ، رستم و فریدون و آرش ایم و هزاران آدمی که نامشان در خاطرهاست و یادشان همیشه سبز .

از همه مهمتر ما ایرانی هستیم با شناسنامه ای که جای جایش مهر افتخار خورده ولی حالا خموددگی کلی رنج و کلی غم را تحمل می کنیم چون خود کم بین هستیم و چشمانمان به دنبال این و آن و فریب خورده ی بازار گرمی های عده ای دلال که بدنبال سود اقتصادی و اجتماعی شان ما را از راه بدر می کنند چون ایرانی را برگ سست و لغزانی می بینند که ریشه اش را نمی شناسد و همان برگ می ماند و آخر می افتد و خزانی می شود بی آنکه شاخه شود .

ایرانی اگر ریشه در خاک و سر در آسمان داشته باشد هیچ تیشه ای به ریشه اش اثر نمی کند و روزگارمان این نمی شود که هست .

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 1:7  توسط رستاک  | 

 

       جنین ،

                  از توی ژرفترین سلولها

                                      فریاد ،

                       با تیغ می زند

         شاهرگ ،

                     نافی که متصل به زمین

                 خون ،

                        دلمه می شود برای نهار

           ـ من دراکولا نیستم .

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 0:56  توسط رستاک  | 

 

 سیاه تر از روز

         سپید تر از نه ماهگی ام

                                ریسمان می زایم

                           اولاد ناخلف ،

       ذره ذره ی جنینی که توی رگهایم مشت می زد

                   از زیر ناخنهایم می جهد

                                                       دیوار ،

                                                                  دار ،

                                بی دار ... خفه می شوم ...

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 1:29  توسط رستاک  | 

فرشته ها همیشه بال و پر ندارند گاهی اوقات آدمها به جای گوسفند می گیرنشون و با ماشین برقی پرهاشون رو می تراشن تا برای خودشون متکا درست کنن .

منم هیچ حرفی ندارم برای اونی که میخواد سرش رو روی متکایی از پرهام بذاره دعا میکنم تا همیشه سلامت باشه

و برای خودم که شاید یه بار دیگه بشم فرشته و پرواز کنم تا دور بشم از این خوک دونی ولی مسلما" دیگه اون فرشته ی سابق نخواهم بود .

شب خوش عزیزم ، خواب خوش ببینی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 8:11  توسط رستاک  | 

 

مساله ای با این مضمون که با تمام وجود مذاکرات رسمی بین کشورهای ایران و آمریکا هنوز هم وقتی که کم می آوریم به آمریکا و انگلیس " مرگ بر " می گوییم جای بس تعجب دارد !

خنده دار است که مردمی که در صف راهپیمایی برای اعتراض به هتک حرمت حرمین شریفین عسگرین هنوز بی خبرند از اتفاقاتی که در دنیای سیاست دارد اتفاق می افتد و البته هستند کسانی که به این اوضاع دامن می زنند و معلوم نیست چه چیزی عایدشان خواهد شد ؟!

راستی به چه درد می خورد این زنده باد مرده بادها و به کجا می رسد ؟؟؟

شاید هم چون زبان مردم عادت کرده به این تکیه کلامهایی که در طول ۲۸ سال تکرار شده نمی توان مذمتشان کرد .

چرا همیشه اعتراضات ما کلیشه ای و بدون محتواست ؟؟؟

چرا به دنبال راههای جدیدتری نیستیم ؟؟

گیرم آمریکا مرد (!) ـ که البته محال است ، چون آدم نیست که بمیرد ـ چه سودی عاید ما می شود ؟؟

مگر تنها ما هستیم که انتظاراتی داریم و از برآورده نشدنشان منزجر می شویم ؟؟؟

۷ میلیارد انسان با سلایق گوناگون و تفکراتی رنگ و وارنگ در این دنیا زندگی می کنند ، پس ما در طرح خواسته هایمان تنها نیستیم .

باید این را هم در نظر بگیریم که طبق مثل " چاه مکن بهر کسی ، اول خودت دوم کسی " هیچ سودی عاید کسی که مرگ دیگری را می خواهد ، حالا خواه ایرانی باشد یا آمریکایی ، نخواهد شد و فقط وقت سوزی را به همراه خواهد داشت .

ما که هنوز خودمان را اصلاح نکرده ایم چرا باید به فکر تغییر افکار دنیا باشیم ؟

آخر چرا ...؟؟؟؟؟

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 13:56  توسط رستاک  |